Tuesday, August 7, 2007


من اينجا درگير احساسم
و احساس مي كنم
كسي كليد را دزديده
و احساسم به من مي گويد
صندوقچه بيهوده باز است
و راز
از پشت پنجره
سرك مي كشد
و اين باران
اصلا معني خوبي ندارد
مي بيني !
بدجور احساساتي شده ام
انگار صداي سوت قطار مي آيد
و مي خواهي
تا هميشه بماني
دور شده اي
و قطار بي آنكه مثل من
احساس كند
روحم را
با مرگ قسمت كرده است

No comments: